بر اثر مشکلاتی در گذشته، و یا اتفاقاتی ، شما یک بحران بزرگی را پشت سر گذشته اید. انتخاب اشتباه، و یا یک حرکت نادرست، مسیر زندگی شما را دچار تنش و مشکلاتی کرده است. و با تلاش های زیاد، و یا پیش رو گرفتن راه های دیگر، مسیرتان به راهی منتهی شد که اینک عشق حقیقی و واقعی خود را در کنار خود دارید. همه ی همسران، قبل ازدواج، باید آنچه در گذشته ی خویش داشته اند را بازگو کنند. این کار بنا به دلایلی لازم و ضروری است که در پست های دیگر درج خواهد شد. تنها دلیل بیان آن، ب این خاطر است که همسر او بداند، هیچ چیز مخفیانه ای در گذشته ی وی وجود نخواهد داشت که بعد ها به هر نحوی "ماه هرگز پشت ابر نمی ماند" ، بیان شود ک موجب رنجش همسر و ب بار آمدن مشکلات بسیار خطرناک و جدی شود. اما با گفتن گذشته ی خود، انتظار نداشته باشید که اگر همسرتان در ساعاتی از روز، افکار منفی به سراغ او امد به درستی ، و منطقی با آن برخورد کند! ممکن است این هیجان منفی را به گونه ای ک نادرست است هضم کند که عواقب خطرناک و جدی ب همراه خواهد داشت. هر حس و حال ناخوشایندی ک به سمت همسرتان آمده است، مسئول رفع بخش اعظم آن، شما هستید. همسر شما باید جزئی از دغدغه ی زندگیتان باشد تا با رفع آن، آرامش واقعی بدست بیاید.
به او بی دلیل و بی بهانه بگوئید "دوستت دارم" ، "تو تنها بانوی زندگی منی" ، " حال من با تو خوش استُ تمام"،" نیمه ی خالی من با تو تکمیل شده است" ،" تمام تلاش زندگانی من برای آرامش ماست، من همیشه برای آبادی این آرامش میجنگم، پس بانوی من، مترس از هیچ بوران و تگرگی ک من عین کوه پشتتم"، "عاشقتم"،" تو عشق اول واخر زندگی منی"
گفتن این جملات کار سختی نیست. اما زمانی که اعتماد رفته باشدُ ذهن ها خسته از حضور منطق ها، آنگاه سخت خواهد شد کارتان. پس پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.